۲۶ مهر ۱۳۹۴

کانال خون ایرانیان بدست خالد ابن ولید

کانال خون
بسم الله الرحمن الرحیم
از خلید ابن ولید به حاکمان پرسیا:
اسلام را با میل بپذیرید تا در امان باشید در غیر این گونه پیمان محافظت با ما ببندید و جزیه بپردازید وگرنه مردانی را به نزدتان میاورم که دوستدار مرگند همانگونه که شما دوستدار شرابید.
تاریخ تبری پوشینه ی 8
همان گونه که روشن است فراخوانی به اسلام مساوی با تحدید به جنگ بود.اگر مردم فراخوانی به پذیرش را نمی پذیرفتند یا جزیه نمیپرداختند،جنگ در پیش بود،دوستان مسلمان ما علاقه دارند به ما بگویند که اسلام با دعوت مردم به اسلام گسترش یافت در حالیکه از اشاره به اینکه دعوت شامل تحدید به جنگ بود،اجتناب میکنند .درست است که یک روی سکه دعوت به اسلام بود ولی روی دیگر سکه اعلان جنگ بود.در عالم راستی این تحدید به جنگ بود که بیشتر مردم را ترغیب به پذیرش دعوت اسلام میکرد.
در سال 12 هجری ،ابوبکر ،خلید را به عراق فرستاد تا آنها را به اسلام دعوت نماید کنار رود فرات خلید با ایرانیان زرتشتی جنگید که دعوت او را نپذیرفته بودند،خلید به الله سوگند خورد که اگر بر آنان پیروز شودجوی خون راه بیاندازد و برای برآوردن سوگندش دستور داد که ایرانیان دستگیر شوند.تعداد زندانیان آنچنان زیاد بود که یک روز و نیم طول کشید که سرهاشان را از بدنشان جدا نمایند و خون در کانال خشک جاری شود.
خلید یک مشکل جدی داشت.خون هوا منعقد میشد و جریان نمیافت بنابراین نمیتوانست سوگندش را بجا آورد ،الکواکا به خلید گفت که بگذارد آب دوباره در کانال جریان پیدا کند و آب سرخ موجب گردد که تعهد او به الله انجام پذیرد.خلید گفت یا الله اگر تو سربازانشان را به ما تحویل دخی خود را نسبت به تو متعهد میکنم که یکی از آنان را که بر ایشان چیره شده ایم وا نگذارم تا آنکه خونشان در کانال جاری گردد .پس الله آنان را شکست داد.سپس خلید به قاصد خود فرمان داد که به آنان اعلام کند دستگیر کنید و کسی را نکشید مگر آنکه به مقاومت ادامه دهند،در نتیجه زندانیان را دسته کرد وپیش آورد.او مردان خاصی را بر گزید تا سرهای آنان را در کانال جدا کنند واینکار یک روز و یک شب طول کشید .روز پسین و روز پسین از آنهم آنان را تعقیب کرد تا زمانی که به میان رودان رسیدند و در تمام مسیرهای اولیز و در فواصل آن سرهای آنان را قطع نمود.الکاکا و دیگران به خلیفه گفتند اگر تمامی ساکنان زمین را هم بکشی خونشان جاری نخواهد شد خون منعقد میشود و روی زمین میخشکد و هرگز جاری نخواهد شد،پس آب روی آن بفرست تا سوگندش را برآورده کنی.خلید کانال را باز کرد وخونهای ریخته شده جریان یافت و تا امروز آن جای را کانال خون نامیده می شود.
شبیر ابم الخصاصیه گفت:به ما رسیده است که زمین هنگامی خون پسر آدم را خشک کرد،از خشکاندن خون باز داشته شد و خون از جریان یافتن بازداشته شد و منعقد گردید.
تاریخ تبری پوشینه 6


۱۱ مهر ۱۳۹۴

سخن میرزا آقاخان کرمانی در مورد اسلام

دین مبین اسلام تنها برای قبایل وحشی و دزد نهاد که راهی برای امرار معاش و زندگی جز غارت و یغما نداشتند و هنرشان فحشاء و بیباکی بود،مناسبت داشت.
میرزا آقا خان کرمانی

۱۸ شهریور ۱۳۹۴

الله ای که نمی تواند از خانه اش پاسداری کند چگونه می تواند یک آتشکده را خاموش و شکافی در کاخ پادشاهان ایرانی ایجاد کند.

میان زایش نوزادی)محمد تازی( در مکه و خاموش شدن آتشکده ای در  ایران هیچگونه پیوندی ندارد.
اگر کاخ کسرا شکاف برداشت است باید بن و بر آسیب دیدن دیوار را پیدا کرد.ولی مسلمانان فرجود تراش -معجزه تراش آن را یک گونه هشداری از سوی الله می دانند.به چم الله  می خواهد به مردم تیسفون و به ویژه به پادشاه ایران بگوید امر پر ارزشی در حال آشکار شدن است یا به موبدان و نگهبانان آتشکده پارس بفهماند که مردی امروز پا به زندگانی گذاشته است که راه و رسم آتش پرستی را برخواهد انداخت.
ولی پادشاه ایران یا پیشوایان آیین زرتشتی چگونه ممکن است شکاف خوردن کاخ کسرا و خاموش شدن آتش را نشانه ی زایش نوزادی بدانند که چهل سال پس از فراخوانی به اسلام بر می خیزد؟
الله  توانا و دانا چرا امیدوار است که مردم ایران چهل سال پیش از گزینش محمد از پیامبری اش آگاه شوند؟
گشت در رویدادهای تازیستان پیش از گزینش او نشان می دهد که خود پیامبر هم از اینکه وی برای پیامبری برگزیده شود آگاهی نداشته است.
اگر الله توانا می خواست زایش پیامبر محمد را رویدادی بزرگ و ناگهانی نشان دهد چرا در خانه الله-کعبه که جایگاه پیدایش اسلام است شکافی پدید نیامد و بتان بی جان از جای خود فرو نریختند که دست کم هشیاری و بیداری برای قریش باشد و هشدار او کارآمدتر از خاموش شدن آتشکده بشود؟
چرا همزمان نشانه گزینش آشکار نشد که سراسر قریش را به  به او ایمان آورند وسیزده سال با پیامبر دوست داشتنی اش دشمنی  نمی ورزند  ؟
23 سال علی دشتی

فرتور زیر پیوند به سیل در سال 1940 دارد
 

۰۷ شهریور ۱۳۹۴

بی توجهی پیامبر الله نسبت به یک نابینا

پس طبعا پیغمبر میل داشت متعینین و محترمین را گرد خود جمع کند.روزی که با یکی از افراد این طبقه آنچه خدا به تو آموخته است چیزی به ما یاد بده.پیغمبر به حرف او اعتنایی نکرد و به خانه رفت.آن وقت این سوره شریفه عبس نازل شد که لهجه عتاب از آن هویداست .
سوره ی 80 عبس –روی ترش کردن آیات 2 تا 12
اخم کرد و روی گرداند هنگامی که نابینا به او رسید،تو چه می دانی شاید تزکیه می شد و سخنان تو به وی آرامش می داد ،امام تو به متشخص روی آوردی ،از او چه زبانی می رسد که ایمان نیاوردی.اما آنکه به سوی تو شتافت ،به خدا گرویده و تو بدو التفاتی نداشتی،نه نباید انیجور باشد و این را به عنوان یادآوردی گفتیم.
سپس پیغمبر هر وقت عبدالله بن ام مکتوم را می دید می فرمود خوش آمد کسی که خداوند برای خاطر او مرا عتاب فرمود.
نامه ی پس از 23 سال علی دشتی

۰۳ شهریور ۱۳۹۴

سوره ی 17 الاسرا –فرزندان اسرائیل آیه ی 1 با آیه 51 سوره 42 شوری-رایزنی

سوره ی 17 الاسرا –فرزندان اسرائیل آیه ی 1
پاک و منزه است الله ای که در (مبارک) شبی بنده خود (محمّد) را از مسجد حرام (مکّه معظّمه) به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پر نعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم که او (الله) به حقیقت شنوا و بیناست.
مسلمانان هم مانند این آیه خیالی داستان بسیار خیالی برای خود ساخته اند
آن شب جبرئیل آمد و چارپایی همراهش بود که از الاغ بزرگتر و از استر کوچکتر ،سفید رنگ ،سُمهایش در کناره پا و مایل به خارج بود،بر آن سوار شدم.به بیت المقدس رفتم،افسار براق را به حلقه ای بستم که معمولا انبیاء می بستند،در مسجد الاقصی دو رکعت نماز خواندم،پس از بیرون آمدن ،جبرئیل دوظرف از شیر و شراب برایم آورد.من ظرف شیر را اختیار کردم و جبرئیل مرا بدین اختیار تحسین کرد،سپس بسوی آسمان اول پرواز کردیم.دم در آسمان موکل پرسید کجاست؟جبرئیل گفت:جبرئیل است.موکل پرسید:که همراه تست ؟گفت:محمد.موکل پرسید:آیا او را احضار کرده اند؟جبرئیل گفت:آری.پس در آسمان را باز کرد،حضرت آدم به پیشوازم شتافت و خیر مقدم گفت...
)به همین ترتیب هفت آسمان را می پیماید و در هر یک از آسمانها یکی از انبیا به استقبال وی می شتابد(
در آسمان هفتم ابراهیم را دیدم که به ))بیت المعمور ((که روزی هفتاد هزار فرشته وارد آن می شود و بیرون نمی آیند تکیه کرده است.پس از آن مرا به سدره المنتهی برد که برگهایش مثل گوش فیل بود و ثمره اش ...سپس به من وحی شد که شبانه روز پنجاه نماز بخوانم،بعد حضرت موسی در مراجعت به من گفت:پنجاه بار نماز زیاد است،از خداوند بخواه تخفیف بدهد،پس بسوی خدا برگشتم وتقاضای تخفیف کردم.خداوند آن را به 45 نماز تخفیف داد.باز موسی گفت:من این مطلب را در قوم خود آزموده ام مردم نمی توانند شبانه روز 45 نماز بخوانند ،دوباره بسوی خدا بازگشتم .
ناهماهنگی این آیه و تفسیر با آیه 51 که در سوره 42 شوری-رایزنی
و هیچ بشری را یارای آن نباشد که خدا با او سخن گوید مگر به وحی (و الهام خدا) یا از پس پرده غیب عالم (و حجاب ملکوت جهان) یا رسولی (از فرشتگان عالم بالا) فرستد تا به امر خدا هر چه او خواهد وحی کند، که او خدای بلند مرتبه حکیم است.
این خلاصه ای بود از آنچه تفسیر جلالید در باب معراج اورده است.
تفسیر جلالین به دو تفسیر قرآن اطلاق می شود،وجه تسمیه آن به این سبب است که هر دو این تفاسیر وسیله نویسندگانی تالیف یافته که نام انان جلال الدین بوده است.یکی تفسیر هشت جلدی تالیف جلال الدین عبدالرحمن سیوطی و دیگری تفسیر قرآن از جلال الدین المحلی.


پس از 23 سال علی دشتی

۰۱ شهریور ۱۳۹۴

محمد از رده بسیار پایین در قبیله ی خود برخوردار بود و کسی او را به عنوان فرستاده ی الله نمی پذیرفت

کودکی یتیمی که از قبیله قریش بود که از راه ترحم در خانه عموی خویش و در تحت رعایت او بزرگ شده است و دوران کودکی را در چرانیدن شتر عمو و همسایگان گذرانیده و در آغاز  جوانی به خدمت بانویی مالدار در آمده است و از آن رو دارای اعتبار و شانی گردید است.
چنین سی که تا دیروز فردی عادی از قبیله قریش محسوب می شده و هیچگونه امتیاز و تشخیص نداشته است اکنون دعوی ارشاد و رهبری آنان را می کند و دعی است که این رسالت از سوی الله به وی تفویض شده است.این سخن به ولید بن مغیره که از روسای بنام قریش است طرز فکر و روحیه سران قبیله را خوب مجسم می کند ولد بن مغیره با خشم و تکبر فریاد می زد:با وجود بودن من بر راس طایفه قریش و مردی چون عروه بن مسعود در صدر طایفه بنی ثقیف چگونه ممکن است محمد دعوی پیغمبری کند؟
ابوجهل هم روزی به اخنس بن شریق می گفت:
ما و بنو عبد مناف بر سر بزرگی و ریاست مناقشه و رقابت داشتیم ؛اکنون که ما به آنها برابر شدیم،یکی از آنها برخاسته و دعوی پیغمبری می کند و بدین وسیله بنو عبد مناف می خواهد بر ما تفوق یابند.
ولد بن مغیره سردار عرب در حدود 580 میلادی در مکه متولد شد.نخست فرمانده لشکر رسول الله بود،لیکن سپس مسلمان شد و به فرماندهی لشکر مسلمین رسید.پیروزیهای نخستین وی بر طوایف یهودی و مسیحی مورد توجه پیغمبر قرار گرفت.پس از مرک رسول الله ببه سرکوبی قبایل شورشی عرب مامور و سپس به فتح سوریه و ایران مشغول شد.
عروه بن مسعود ،رئیس طایفه بنی ثقیف ،در آغاز بعثت با پیامبر دشمنی و مخالفت نشان می داد،اما با بالا گرفتن کا رسالت ،بعدها یکی از یاران نزدیک رسول الله شد.در سال653 میلادی فوت کرد.
آیات پیوند دار به این داستان:
سوره ی 43 الزخرف-گوهر آیه ی 31
و باز گفتند: چرا این قرآن بر آن مرد بزرگ قریه مکّه و طایف (ولید و حبیب یا عروة بن مسعود) نازل نشد؟
سوره ی 43 الزخرف-گوهر آیه ی 32
آیا آنها باید فضل و رحمت الله تو را تقسیم (و مقام نبوت را تعیین) کنند؟ در صورتی که ما خود معاش و روزی آنها را در حیات دنیا تقسیم کرده‌ایم و بعضی را بر بعضی به درجاتی (از مال و جاه دنیوی) برتری داده‌ایم تا بعضی از مردم (به ثروت) بعضی دیگر را مسخر خدمت کنند، و (بهشت، دار) رحمت خدا از آنچه (از مال دنیا) جمع می‌کنند بسی بهتر است.
ابوجهل نام کنایه آمیزی است که مسلمین به ابوالحکم از حکما و از اشراف مکه داده اند.وی یکی از سخت ترین دشمنان رسول الله و مسلمین بود.در جنگ بدر به دست مسلمین کشته شد.
علی دشتی 23 سال 

۳۰ مرداد ۱۳۹۴

بررسی افسانه پردازی مورخان اسلامی در مورد زایش محمد

بررسی داستان هایی که بدست تاریخ نگاران نوشته شده است
سوره 2 بقره-ماده گاو آیه ی 23
و اگر شما را شکّی است در قرآنی که بر بنده خود (محمد صلّی اللَه علیه و آله و سلّم) فرستادیم، پس بیاورید یک سوره مانند آن، و گواهان خود را بخوانید به جز الله، اگر راست می‌گویید.
محمد بن جریر طبری در ذیل این آیه می نویسد:
پیش از برگزیده شدن در مکه آوازه ای در افتاد که پیامبری ظهور خواهد کرد به نام محمد که شرق و غرب جهان به فرمان او در آید.بدان روزگار چهل زن در مکه بار داشتند و هر یک از آنها که می زائید نام پس خود را محمد می گذاشت تا مگر او همان پیغمبر موعود باشد.
کم خردی و سبک مغزی این گفتار آشکارتر از آن است که درباره ی آن چیزی گفته آید.نه آوازه ای در مکه بوده و نه کمترین اثری از رسالت مردی  به نام محمد ،و حتی ابوطالب هم که حامی و ولی او بود از این آوازه ها ونشانه ها بی خبر بود،از همین روی اسلام نیاورده از جهان رفت.خود حضرت نیز تا پیش از برگزیده شده خود هیچ گونه اطلاعی نداشت .
در سوره 10 یونس آیه ی 16
تازی منش:عربی
قُل لَّوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُم بِهِ ۖ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
برگردان الهی قمشه ای
بگو اگر الله نمی‌خواست هرگز بر شما تلاوت این قرآن نمی‌کردم و او هم شما را به آن آگاه نمی‌ساخت، زیرا من عمری پیش از این میان شما زیستم (که دعوی رسالت نداشتم) آیا عقل و فکرتان را کار نمی‌بندید؟
کدام آمار در مکه وجود داشته است که نشان دهد در سال 570 میلادی تنها چهل ونه زن ونه بیشتر آبستن بوده وهمه آنها هم بدون استثناء پسر زائیده اند و نام همه آن پسرها محمد بوده است و حضرت محمد در دوران کودکی چهل محمد هم سن و سال داشته است؟

واقدی به شکل دیگر از زایش محمد سخن می گوید:همین که از مادر زایش شد گفت الله اکبر کبیرا در ماه اول می سرید،ماه دوم می ایستاد، ماه سوم راه می رفت ،ماه چهارم می دوید،ماه نهم تیر می انداخت.