گفتاردر مورد واقعیت اسلام و ایران هدف این وب لاگ روشن سازی و گفتن حقیقت در مورد اسلام ،دین اهریمنی که توسط سلمان تازی تهیه گردیدو سپس توانست محمد ابن عبدالله را به عنوان پیامبر به مردم معرفی کرد.در این وب لاگ نقد اسلام به جدیت دنبال می شود و هیچ گونه احترامی برای دین تازیان قائل نیست.تنها نجات ایران نابودی جمهوری اسلامی می باشد. و تا این اسلام کفن نشود این وطن وطن نشود.
۰۷ فروردین ۱۳۹۴
۰۶ فروردین ۱۳۹۴
علی پس از هفت روز مرگ فاطمه نکاح می کند.
علي ـ عليه السّلام ـ هفت روز پس از شهادت فاطمه ـ
سلام الله عليها ـ طبق وصيت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ با امامه بنت ابي العاص
ازدواج كرد.
مجلسي، بحارالانوار، بيروت، ج 42، ص 92.
گسترش خرافات در ایران زمین دست آویز آن خواهد شد تا
رژیم اسلامی زندگانی بیشتر خواهد داشت
ولی مسلمانان
بی خرد شیعه بی خرد هم اکنون پس از هزار و چهارسد سال برای این دختر بیگانه
سوگواری می کنند چناچه علی پس از هفت روز
رفت با زنی دیگر نکاح کرد.
۲۱ اسفند ۱۳۹۳
کودک آزاری در اسلام ناب محمدی
در بیشترمنابع موثق تاریخ اسلام،از جمله صحیحین بخاری
و مسلم،مستقیما به چنین رویدادی اشاره کرده اند که پیامبر در سن پنجاه و یک سالگی
از عایشه دختر ابوبکر صدیق،که آن هنگام شش ساله بوده،خواستگاری کرده است و سه بعد
با هم ازدواج کرده اند.
نقل است که در زمان نامزدی با عایشه معاشقه زیادی کرده
اند .ولی دخول کامل نداشته اند.بلکه پیامبر آلت خود را در میان کشاله ی ران عایشه
مالیده است.یعنی فقط ران های وی را لمس کرده است.
به همین خاطر سوال را از هیات تحقیقاتی –علمی پرسیده
اند که آیا پیامبر چنین عملی را انجام داده است.این هیات با صدور فتوایی جوابی
بدین گونه ارائه داده اند که در زیر آورده می شود.
صحیح البخاری:کتاب النکاح،باب،من بنی بامراه وهی بنت
تسع سنین.حدیث 4863.صحیح المسلم:کتاب النکاح،باب تزویج الاب البکر الصغیره.حدیث
1422
فتوی مفاخده الصغار-فتوی رقم 31409-تاریخ 7/5/1421ه.ق
فتوی مالش و ساییدن بر کودکان-شماره فتوا 31409-تاریخ
7/5/1421 ه.ق.
حمد و ستایش مخصوص خداست و صلوات بر پیامبر که خاتم
پیامبران است...هیات تحقیقاتی –علمی با صدور
قتوایی از طرف مفتی اعظم ابو عبدالله محمد الشمری که پس از گسیل داشتن هیاتی از
طرف امور عامه و طی نامه ی شماره 1089 در تاریخ 3/5/1421 ه.ق تقدیم ایشان شده
بود،جواب این هیات به این نامه بدین گونه است:در این اواخر به طرزی همه گیر آدابی
به عنوان سائیدن و مالیدن در زمان نامزدی با کودکان،مرسوم شده است.حکم چنین عملی
چیست؟
برای اطلاع بیشتر لازم است که به عرض برسانیم که
پیامبر عمل ساییدن و مالیدن را با عایشه انجام داده است.اگر پیامبر خدا با نامزدش
عایشه عمل مالیدن و ساییدن را انجام داده است.به این خاطر بوده است که عایشه در سن
شش سالگی بوده است وبه خاطر کودکش پیامبر نتوانسته عمل دخول کامل را انجام دهد.به
همین خاطر پیامبر آلت خود را مابین کشاله های ران وی قرار می داد و خیلی به آرامی
عمل نوازش و مالش را انجام می داد.جدای از این ها پیامبر خود دارای آلتی منحصر به
فرد بوده است.
فتوایی عبدالعزیز بن عبدالله بن محمد ال شیخ مدیر هیات
رئیسه.
ولی آخوند شیعه هم مانند آخوند سنی می گوید.
كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال
دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير
كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ(4)اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و
اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او
نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا
مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در
صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او
بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و
شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن
زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است
مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق
شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد،
بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است
بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر
عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و
او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط
آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب
نيست .
۱۰ اسفند ۱۳۹۳
آیا الله نادان بوده است که این آیه های بی مفهوم را فرو می فرستاده است!؟
حروف مقطعه، (حرفهای
گسسته از هم) حروفی هستند که در ابتدای برخی از سورههای قرآن آمدهاست. حروف
مقطعه در ابتدای ۲۹ سوره از سورههای قرآن آمده و مجموعاً ۷۸ حرف است که با حذف
مکررات، ۱۴ حرف میشود. حروف مقطعه همیشه
جزء کلمات اسرارآمیز محسوب شده و دانشمندان اسلامی و مفسران، برای آن، نظرات
گوناگونی دادهاند. اما هیچکدام نتوانستهاند منظور خاص و اصل موضوع را بدانند و
برای عموم بازگو کنند، به همین دلیل تا کنون هیچ کس از معنای واقعی این حروف آگاهی
حتی جزئی ندارد و به طور کلی تفسیرها در این مورد تفسیر به رای میباشد که عاجز
بودن درک مفسران از علم رمزگشایی این حروف را میرساند.
سورهای که در آنها آیه های بی مفهوم می باشد.
سوره 2 بقره-ماده گاو آیه ی 1
الم
سوره 3 آل عمران-خانواده ی عمران آیه ی 3
الم
سوره 7 اعراف-بلندی ها آیه ی 1
المص
سوره ی 10 یونس آیه ی 1
الر
سوره ی 11 هود آیه ی 1
الر
سوره ی 12 یوسف آیه 1
الر
سوره ی 13 رعد-آذرخش آیه 1
المر
سوره ی 14 ابراهیم آیه 1
الر
سوره ی 15 الحجر-سنگ آیه 1
الر
سوره ی 19 مریم آیه 1
كهيعص
سوره ی 20 طه آیه 1
طه
سوره ی 26 الشعرا-چکامه آیه ی 1
طسم
سوره ی 27 نمل-مورچه آیه 1
طس
سوره ی 28 القصص-داستان ها آیه ی 1
طسم
سوره ی 29 عنکبوت –کارتنک آیه
ی 1
الم
سوره ی 30 روم آیه ی 1
الم
سوره ی لقمان-لغمان آیه ی 1
الم
سوره ی 32 سجده-ستایش آیه 1
الم
سوره ی 36 یس آیه 1
یس
سوره ی 38 ص آیه 1
ص
سوره ی 40 غافر –آمرزنده آیه
ی 1
حم
سوره ی 41 فصلت –پیام های
رده بندی شده آیه 1
حم
سوره ی 42 الشوری-رایزنی آیه 1
حم
سوره ی 43 زخرف –زینت آیه
1
حم
سوره ی 44 دخان-دود آیه 1
حم
سوره ی 45 جاثیه –زانو زننده
آیه 1
حم
سوره ی 46 احقاف-ریگستانها آیه ی 1
حم
سوره ی 50 ق آیه ی 1
ق
سوره ی 68 قلم-نوشت افزار آیه ی 1
ن
پیام ما در مورد فریبکاری الله و پیامبرش که این آیه
های بی معنی درست کرده اند و سپس می گویند اگر می توانید یک کتاب مانند این
بیاورید درست است کسی نمی تواند کتابی بی معنی مانند این تازی بنویسد.
۰۲ اسفند ۱۳۹۳
پاسخ به تازیان و تازی پرستان در مورد زناشویی با خویشاوندان در ایران باستان
در آغاز باید ببینیم چه کسانی با این دیدگاه به نیاکان
بزرگ ما می تازد با هم این دشمنان ایران زمین را بررسی می کنیم
دسته ی
اول
کم و بیش
سراسر گذشته نگارها-مورخین جستار زناشویی با خویشاوندان در ایران کهن را پذیرفته
اند و و نایکسانی بسیاری با هم دارند و برای آسیب رسانی به فرهنگ ایران کهن نسک
های بسیاری نوشته اند.
تازی
پرستانی که برای ویرانی فرهنگ کهن ایران
تلاش بسیاری می کنند و در این مورد دیدگاه خود را بیان کردند و این ها همان
آخوندهای اسلامی و روشنفکران اسلامی هستند که با نوشتن جستارهای و نوشته هایی در
این زمینه برای ورود اسلام به ایران با دوستی و آشتی و بی آنکه کسی کشته شود جستار
می نویسند و این جور می نمایند که اسلام برای ایرانیان آزادی آورد و با اینکه ایران فرهنگی 7000 ساله دارد
تلاش دارند تا این فرهنگ پیش از اسلام را بد به مردم بشناسند.
یکی از
این آخوندهای تازی که برای ویرانی فرهنگ ایران زمین دست از نوشتن جستارها و نسک
های کوتاهی نکرده است آخوند تازی منش به نام مطهری که با نوشتن نامه ای به نام
خدمات متقابل ایران و اسلام که در این نسک از نوشتارهای کریستن سن بسیار بهرمند
شده است .ولی او استاد پور داوود را که تلاشی فراوان در شناساندن هویت ایرانی داشت
به به خنده می گیرد و او را دشمن ایران زمین میخواند.
در پایان
باید گفت: که این نوشتار هایی که از بیگانگان و تازی پرستان اسلامی و کسانی که ایرانی نیستند و با هدف
ویرانی فرهنگ 7000 ساله ایران زمین می نویسند هیچ گونه ارزشی تاریخی و دانش پژوهشی
در نزد ایرانیان با سرشت ندارد.
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
آیا خدیجه همسر پیامبر الله باکره بود؟
چند روز یک پرسش برای من پیش آمده که آیا خدیجه زن پیامبر باکره
بود که با محمد زناشویی کرد؟
هشام گوید:وقتی پیامبر خدیجه را به زنی گرفت بیست و پنج سال داشت و خدیجه چهل ساله بود.از ابن اسحاق روایت کرده اند که خدیجه خویلد بن اسد بن عبدالعزی ابن قصی ،زنی بازرگان بود و شرف و مال داشت و مردان را در مال خویش به کار می گرفت و قرار می نهاد که چیزی از سود آن برگیرند که قرشیان قومی بازرگان بودند.
تاریخ تبری پوشینه سوم برگ 832
باید بررسی کرد چرا خدیجه تا سن چهل سالگی برای خود هیچ همسری برنگزیده است .
از آنجایی خدیجه مردان بسیار با او کار می کردند شاید ایشان پیوندی زناشویی با مردان دیگر پیش از محمد داشته بوده است؟!
خدیجه از مردهای جوان خوشش می آمد پس محمد را برگزید که نوکرش باشد و از او بهره جنسی ببرد.
هشام گوید:وقتی پیامبر خدیجه را به زنی گرفت بیست و پنج سال داشت و خدیجه چهل ساله بود.از ابن اسحاق روایت کرده اند که خدیجه خویلد بن اسد بن عبدالعزی ابن قصی ،زنی بازرگان بود و شرف و مال داشت و مردان را در مال خویش به کار می گرفت و قرار می نهاد که چیزی از سود آن برگیرند که قرشیان قومی بازرگان بودند.
تاریخ تبری پوشینه سوم برگ 832
باید بررسی کرد چرا خدیجه تا سن چهل سالگی برای خود هیچ همسری برنگزیده است .
از آنجایی خدیجه مردان بسیار با او کار می کردند شاید ایشان پیوندی زناشویی با مردان دیگر پیش از محمد داشته بوده است؟!
خدیجه از مردهای جوان خوشش می آمد پس محمد را برگزید که نوکرش باشد و از او بهره جنسی ببرد.
۲۲ بهمن ۱۳۹۳
حجاب در اسلام برای زنان نه برای مردان
پوششی
که اسلام برای زنان در نظر گرفته، بسیار بیشتر از مردان است با این استدلال که
مردان نباید تحریک شوند؛ به نظر میرسد، از دید این دین، اساس مردان هستند و زنان
باید برای اصلاح و جلوگیری از فاسد شدن مردان، خود را بپوشانند.
اولا این فرض کاملا باطل و یکجانبه نگری به شخصیت انسانهاست، شخصیتی که بر محور
مرد میچرخد؛ اما اگر باز این فرض غلط را بپذیریم، آیا از دید جامعهشناسی، اسلام
به این هدف خود خواهد رسید؟ در این جا آن چیزی که کمتر به آن توجه شده، حس
کنجکاوی جنسی انسان است، ممکن است در غرب کنجکاوی و تحریک جنسی مردان منوط به دیدن
نقاط خاصی از بدن زن باشد؛ اما آیا در بین مسلمانانی که همیشه زنان غریبه را با
حجاب دیدهاند چنین است؟ اگر در جامعهای اسلامی صورت تمام زنان پوشیده شود، شما
کاری را نکردهاید جز اینکه این کنجکاوی جنسی را به نقطهای که اکنون عادی به نظر
میرسد (صورت) منتقل کردهاید، همین موضوع عینا برای موی سر خانمهای ایرانی اتفاق
افتاده است.
قرآن برای زنان پوشش کاملی را در نظر میگیرد، این پوشش شامل پوشانیدن صورت نیز میگردد:
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ
وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ
بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ
أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء
بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي
أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ
التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ
الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ
بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى
اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور/31) و به
زنان با ايمان بگو! چشمهای خود را از نگاه باز دارند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى
خود را آشكار نکنند، مگر آنچه كه (از زینت خود لباس) ظاهر خواهد شد و بايد پوششی
(جداگانه) بر سر خویش تا سينه بیندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا
پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا
پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد
كه بىنيازند(مردی که میل به زنان نداشته باشد) يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان
میلی ندارند و پاهاى خود را نكوبند تا آنچه از زينتشان پنهان مینمایند آشکار
بگردد؛ اى مؤمنان! همهی شما به سوی الله توبه كنيد تا شما رستگار شوید.
در این آیه سطح پوشش را کاملا بالا برده به گونهای که تمام سر باید پوشیده شود،
قران از لفظ خُمُر استفاده نموده است، این واژه، واژهای است عربی و به پارچهای
اطلاق میشد که کاملا بر سر انداخته میشد و دارای سوراخهای ریزی در قسمتهای خاصی
بود که با آن زنان قادر به دیدن باشند (البته برخیها معتقدند که این تنها نوعی از
خمار بود و برخی از آنها نیز دارای شکافی در قسمت چشم بودند)؛ همچنین شاید عدهای
بگویند که معنی ماظهر منها صورت است، در پاسخ باید گفت که در اینجا منظور از
زیبائی و زینت خود پوشش است نه اعضای بدن.
اگر گفته شود که کل سر باید پوشیده شود، سر تنها شامل موی سر نیست.
نوع دیگری از پوشش که اسلام به زنان امر مینماید، استفاده از جلباب است:
یا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا
يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (احزاب/59) اى پيامبر! به همسران و
دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خویش را بر خود پائینتر بیاورند اين براى
آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند نزديكتر است و الله آمرزنده مهربان است.
این آیه به استفاده از جلباب امر شده است، به خماری که بلند باشد جلباب گفته میشود،
تفاوت جلباب با خمار در این است که در جلباب، اعراب میتوانستند لباسی زیر آنرا
نپوشند، اما در صورت استفاده از خمار باید لباسی زیر آن پوشیده میشد و بلندی خمار
باید تا پائین دگمههای بالائی که با باز کردن آنها لباس از تن بیرون آورده میشود،
باشد؛ زیرا قرآن از جیوبهن استفاده کرده است.
اما ببینید که توصیهی اسلام به مردان چگونه است:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (نور/30) به مردان
مؤمن بگو چشمهای خویش را نگه دارند و فرجهای(آلتهای تناسلی) خویش را مواظبت
نمایند، اين براى آنان پاكيزهتر است همانا الله به کارکرد آنان آگاه است.
آیهی بالا را با آیهای که نخست نوشته شد مقایسه نمائید؛ الله نه تنها برای مردان
پوششی را تعیین نمیکند، بلکه به آنان بیان مینماید که اگر شهوت خویش را کنترل
نمایند، این کار برای آنان پاکیزه تر است و عملا برای کنترل نکردن این شهوت منعی
در نظر نمیگیرد، گرچه در جاهای دیگر سخنانی منتاقض با این آیه بین مینماید.
جالب است که بدانید این حجاب مخصوص زنان مسلمان (محصنه) بود و کنیزان نباید مانند
زنان مسلمان لباس می پوشیدند.
اولا این فرض کاملا باطل و یکجانبه نگری به شخصیت انسانهاست، شخصیتی که بر محور مرد میچرخد؛ اما اگر باز این فرض غلط را بپذیریم، آیا از دید جامعهشناسی، اسلام به این هدف خود خواهد رسید؟ در این جا آن چیزی که کمتر به آن توجه شده، حس کنجکاوی جنسی انسان است، ممکن است در غرب کنجکاوی و تحریک جنسی مردان منوط به دیدن نقاط خاصی از بدن زن باشد؛ اما آیا در بین مسلمانانی که همیشه زنان غریبه را با حجاب دیدهاند چنین است؟ اگر در جامعهای اسلامی صورت تمام زنان پوشیده شود، شما کاری را نکردهاید جز اینکه این کنجکاوی جنسی را به نقطهای که اکنون عادی به نظر میرسد (صورت) منتقل کردهاید، همین موضوع عینا برای موی سر خانمهای ایرانی اتفاق افتاده است.
قرآن برای زنان پوشش کاملی را در نظر میگیرد، این پوشش شامل پوشانیدن صورت نیز میگردد:
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور/31) و به زنان با ايمان بگو! چشمهای خود را از نگاه باز دارند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نکنند، مگر آنچه كه (از زینت خود لباس) ظاهر خواهد شد و بايد پوششی (جداگانه) بر سر خویش تا سينه بیندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه بىنيازند(مردی که میل به زنان نداشته باشد) يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان میلی ندارند و پاهاى خود را نكوبند تا آنچه از زينتشان پنهان مینمایند آشکار بگردد؛ اى مؤمنان! همهی شما به سوی الله توبه كنيد تا شما رستگار شوید.
در این آیه سطح پوشش را کاملا بالا برده به گونهای که تمام سر باید پوشیده شود، قران از لفظ خُمُر استفاده نموده است، این واژه، واژهای است عربی و به پارچهای اطلاق میشد که کاملا بر سر انداخته میشد و دارای سوراخهای ریزی در قسمتهای خاصی بود که با آن زنان قادر به دیدن باشند (البته برخیها معتقدند که این تنها نوعی از خمار بود و برخی از آنها نیز دارای شکافی در قسمت چشم بودند)؛ همچنین شاید عدهای بگویند که معنی ماظهر منها صورت است، در پاسخ باید گفت که در اینجا منظور از زیبائی و زینت خود پوشش است نه اعضای بدن.
اگر گفته شود که کل سر باید پوشیده شود، سر تنها شامل موی سر نیست.
نوع دیگری از پوشش که اسلام به زنان امر مینماید، استفاده از جلباب است:
یا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (احزاب/59) اى پيامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خویش را بر خود پائینتر بیاورند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند نزديكتر است و الله آمرزنده مهربان است.
این آیه به استفاده از جلباب امر شده است، به خماری که بلند باشد جلباب گفته میشود، تفاوت جلباب با خمار در این است که در جلباب، اعراب میتوانستند لباسی زیر آنرا نپوشند، اما در صورت استفاده از خمار باید لباسی زیر آن پوشیده میشد و بلندی خمار باید تا پائین دگمههای بالائی که با باز کردن آنها لباس از تن بیرون آورده میشود، باشد؛ زیرا قرآن از جیوبهن استفاده کرده است.
اما ببینید که توصیهی اسلام به مردان چگونه است:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (نور/30) به مردان مؤمن بگو چشمهای خویش را نگه دارند و فرجهای(آلتهای تناسلی) خویش را مواظبت نمایند، اين براى آنان پاكيزهتر است همانا الله به کارکرد آنان آگاه است.
آیهی بالا را با آیهای که نخست نوشته شد مقایسه نمائید؛ الله نه تنها برای مردان پوششی را تعیین نمیکند، بلکه به آنان بیان مینماید که اگر شهوت خویش را کنترل نمایند، این کار برای آنان پاکیزه تر است و عملا برای کنترل نکردن این شهوت منعی در نظر نمیگیرد، گرچه در جاهای دیگر سخنانی منتاقض با این آیه بین مینماید.
جالب است که بدانید این حجاب مخصوص زنان مسلمان (محصنه) بود و کنیزان نباید مانند زنان مسلمان لباس می پوشیدند.
اشتراک در:
پستها (Atom)






