۱۴ آبان ۱۳۹۳

هم سنجی شیعیان با خویشاوندان حسین تازی

شگرف آور است که بازماندگان حسین تازی خودشان ،پس از یکی دو سال ،پیشامد را فراموش ساختند وبه زندگی پرداختند .چنانچه علی بن الحسین یا یزید آشتی کرد و با او دوستی نمود.سکینه دختر حسین که به گفته سوگ خوانان) روضه خوانان (در ویرانه شام مرده است،و باشد که شیعیان به این مرگ او خروارها اشک ریخته اند سالهای پس از آن زیسته و زن مصعب بن زیبر شده بود که سپس نیز زن عبداملک بن مروان گردید و با خوشیها زندگی بسر داد.
ولی شیعیان پس از هزار و سیسد سال آن داستان را فراموش نمی کنند و آیا این انگیزه روشنی به سبک مغزی و بی خردی یک مردمی نخواهد بود؟!

شیعه گری نوشته احمد کسروی

۱۲ آبان ۱۳۹۳

سخنان باراک اباما در مورد داعش

باراک حسین ابوما به سازمان ملل جهان گفت:
گروه داعش نماینده هیچ آیینی نیست که مردم بی گناه را می کشد ."او همچنین افزود این گروه خودش را پشت اسلام غلت پنهان ساخته است.
ما می دانیم که جناب ابوما از اسلام پدافند می کند.در زیر از سخنان ایشان را باز گو می کنیم.
شیرین ترین سدایی که من را شادمان می کند بانگ نماز مسلمانان است.
ما از باورهای اسلامی سپاس گزاری خواهیم کرد که در سده های بسیار جهان  را در برگرفته است.
برای نمونه کشور خود من آمریکا.نه کنیا.
اسلام شیوه ای بردباری و سربلندی است.
اسلام هیچ جنگ ،خشونت و زیاده خواهی را به همراه ندارد.
یک بخش پر ارزش از آشتی و دوستی است.
ماه روزه جشن باور شناخته شده برای رنگارنگی و برابری نژادی است.
من چشم براه میزبانی افطار در جشن رمضان در کاخ سفید هستم.
افزون بر آن ،او همچنین بسیاری از سخنان بی پایه را گفت که مانند:اسلام همیشه بخشی از سرگذشت آمریکا بوده است.
چه در دوران گذشته و چه در دوران کنونی،مسلمانان همیشه در پیش روی نو آوری و آموزش وپروش هستند.
او با سرزنش گفت:آیاتی از نسک های دینی باید سیاست های همگانی و راهنمایی باشد؟ما باید با لاویان )دفتر سوم در پیمان کهن یهودیان و مسیحیان(که برده داری را نیک دانسته است که گوش ماهی خوردن را ناپسند دانسته است یا به دفتر پنجم  گردش دوسویی پا می گذاریم ،که می گوید اگر فرزندان شما باورمند نبودند آنها را سنگسار کنید.

اگر چه در تازی نامه هم آیات بسیاری برای سر بریدن دیگر اندیشان نوشته شده است ،سر آنها را تا زیر گردن ببرید و با آنها با سختی برخورد کنید.ولی کدبان رهبر کشور آمریکا از سراسر این چیزهای چشم پوشی می کند در برابر او با رک گویی می گوید که ما خودمان را یک مردم مسیحی نمی پنداریم.

۱۰ آبان ۱۳۹۳

امام حسین آزاده نبود اگر آزاده بود پیش از جنگ موه های شرمگاه خود را برای حوری های بهشتی نمی زدایید!

چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازه ای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیگر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آممد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و هریکی کوشیدند که پس از حسین، او به درون رود و خود را بپیراید و بیاراید. بیر به شوخیگری با عبدالرحمن پرداخت. عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند که این نه هنگام کار یاوه است. بریر گفت: مردمان من میدانند که من در جوانی و پیری به کار یاوه گرایشی نداشته ام، ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده یاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین به جای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند.
تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابن اثیر، برگردان دکتر سید حسین روحانی، انتشارات اساطیر، تهران 1382، پوشینه پنجم برگ 2235
نوره کشیدن از فرهنگ فارسی معین:
(رِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) (عا.) مالیدن نوره به بدن ، واجبی کشیدن


چکامه ی زیبای مهدی اخوان ثالث خراسانی در مورد اسلام

خدا ما را از این الله و اهریمن رها سازد
یقین اهریمن و الله همدستند حافظ جان
همان اهریمنست الله در این شک ندارم من
گواهم ایزد و ایرانیان هستند حافظ جان
خدا کی جان و نان با شرط ایمان می دهد کس را
چرا اللهیان این را ندانستند حافظ جان؟
مهدی اخوان صالث خراسانی

اگر حسن و حسین این همه آزاده ودارای بخشش بودند پس چرا آدمکش علی ابن ابی طالب،بهمن جازویه نامور به ابن ملجم را نبخشیدند؟

گویند ،عبدالرحمن بن بن ملجم مرادی در زندان بود و چون علی رحلت فرمود که رحمت و رضوان و برکات خداوند بر او بادا،و او را دفن کردند،حسن بن علی فرستاد تا او را از زندان آوردند تا او را بکشد.در این هنگام مردم جمع شدند و نفت و بوریا آوردند تا جسدش را به آتش کشند،عبدالله بن جعفر و و حسین بن علی و محمد بن عنیفه گفتند رهایش کنید و بگذارید خود ما از او انتقام بگیریم ،عبدالله بن جعفر هر دو دست و پای او را قطع کرد و او بیتابی نکرد و هیچ سخنی نگفت ،آن گاه بر چشمان او میل گداخته کشیدند و او گفت بر چشم عمویت میل سرخ شده در آتش می کشی وشروع به خواندن سوره ی اقرا کرد و تا آخر سوره را خواند در حالی که چشمانش بیرون می ریخت ،سپس دستور داده شد زبانش را ببرند.چون شروع به این کار کرد بیتابی کرد.به او گفتند:ای دشمن خدا دست و پایت را بریدم و بر چشمت میل کشیدیم بیتابی نکردی و چون می خواهیم زبانت را ببریم بیتابی می کنی گفت:می خواهم لحظه یی در دنیا باشم و ذکر خدا نگویم و زبانش را بریدند.سپس او را در بوریایی نهادند و آتش زدند.

طبقات ،پوشینه سوم برگ 32 نوشته محمد بن سعد کاتب واقدی

حسین تازی درجنگ با ایران حضور داشته است

گویند:عثمان بن عفان سعید بن عاصی بن سعید بن عاصی بن امیه را در سال بیست و نه بر کوفه ولایت داد و مرزبان طوس به او به عبدالله بن عامر بن کریز ین ربیعه بن حبیب بن عبد شمس والی بصری نامه نوشت و ایشان را به خراسان دعوت کرد که هر یک غالب و پیروز شود خراسان را به تصرف او دهد.
ابن عامر به قصد ان دیار رهسپار شد و سعید نیز برفت ولی ابن عامر بر او پیشی گرفت و سعید به غزای طبرستان رفت.گویند که حسن و حسین دو پسر علی بن ابی طالب در این جنگ با وی همراه بودند.به قولی سعید بی آنکه از کسی فرمانی دریافت کند،از کوفه به قصد جنگ طبرستان رفت و الله اعلم.سعید طمیسه و نامنه را که قریه یی است بگشود و با پادشاه جرجان به دویست.


فتوح البلدان - ابوالحسن،احمد بن یحیا بلاذری.برگ 235-بخش فتح جرجان وطبرستان و نواحی آن

۰۶ آبان ۱۳۹۳

ابوطالب اموی محمد هیچ زمان مسلمان نشد!

محمد بن عمر بن واغدی از معمر بن راشد ،از زهری ،از سعید بن مسیب ،از قول پدرش بیان می کند.چون مرگ ابوطالب فرا رسید پیامبر پیش او آمد و عبدالله بن ابوامیه و ابوجهل بن هشام هم نزد او بودند.پیامبر فرمود:عمو جان،لا اله الا الله بگو و من در پیشگاه خداوند گواهی خواهم داد که که این گزاره را گفتی.ابوجهل و عبدالله بن امیه به ابوطالب گفتند:آیا می خواهی از دین و آیین عبدالطلب برگردی؟و پیامبر همچنان پافشاری می کرد که عمو جان الا اله الا الله بگو و آن دو نیز همچنان می گفتند از آیین عبدالمطلب بر نگردی.و واپسین سخنی که ابوطالب گفت  این بود که من بر آیین عبدالمطلبم .و در گذشت و پیامبر فرمود:تا هنگامی که مرا بازندارند برای تو آمرزش می خوام ،و پیامبر پس از مرگ ابوطالب برای او آمرزش خواست تا این آین فرو فرستاده شد.
سیره شریف نبوی ،محمد بن سعد کاتب واغدی،پوشینه یک برگ 111
سوره 9 توبه-پشیمانی آیه 114بر پایه ی داستانی که این واپسین آیه ای که در مدینه فرو فرستاده شد.
و ابراهیم هم که برای پدرش (چم عمویش) از الله آمرزش خواست این نبود مگر به برابر پیمانی  که با او کرده بود (که باور آورد) و چون بر او به درستی شد که وی دشمن الله است از او بیزاری جست، که ابراهیم خود کسی بسیار الله ترس و بردبار بود.