۲۰ آذر ۱۳۹۱

موضوع انشا در مورد سوختگی در ایران

به نام خداچون ما بد بخت هستیم باید در آتش بسوزیم! و مقصر معلم دلسوزمان است چون از تهران اعلام شده!
می شود بقیه انشایم را ننویسم؟! دستم کمی سوخته! نه به اندازه هم کلاسیم که رفت!
اشک.
پایان
برای ما یک دسته گل بفرستید! بگذاریم سر جای هم کلاسیمان فقط همین.


مسئولیت پذیری امیر کبیر در برابر مردم وجامعه

در سال ۱۲۶۴ قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبر دادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند. به ‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس ‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌ش
ود. 

هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس ‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند.
شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آن گاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم.
پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از این که فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد.
در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت:
خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.
کاش در جامعه ی امروز ما صدها امیر کبیر زندگی میکرد...


دین بزرگترین دشمن بشریت

دین بدترین دشمن بشر است در تاریخ بشریت هیچ جنگی به تنهایی به اندازه دین اینهمه انسان نکشته است
بیل موری


۱۶ آذر ۱۳۹۱

امام نقی فرار مرده از جنگ


امام نقی خسته و کوفته از میدان جنگ به خرابه ای گریخته و پنهان شده بود. در آنجا مورچه ای دید که تلاش می کند دانه گندمی را از دیوار بالا ببرد و هر بار دانه از دهانش می افتاد. امام که دید که مورچه بعد از صد بار تلاش هنوز خسته نمی شود حوصله اش سر رفت و به مورچه گفت: عوض این همه زور زدن از من میخواستی که برایت دانه را بالا ببرم. مورچه نگاهی خوارومادرکش به امام کرد و گفت: آویزون شدن و از زحمت بقیه خوردن در شان شماست. ما نون بازومونو میخوریم داداش... امام که از حاضر جوابی مورچه شاکی شده بود خواست بر روی وی بول کند و غرقش نماید که مورچه سر آلت حضرت را گاز گرفت و گریخت...




نمونه ای از سخرانی خمینی

نباشد دانشگاه نیست!"
"طوری نکنید طوری بشود که مردم فکر کنند طوری شده است"

"آمریکا دوهزار سال است که ما را استعمار کرده است!"
(دیدار با دانشجویان خط امام پس از تسخیر سفارت)
"دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست!"
"این صدام که می گوید مسلمان است ، از همانهایی است که با سید الشهدا حرکت کردند و آنها را به تفنگ(!) بستند!"
(کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)

"بر کسی که خود را کشته کفاره واجب نیست!"
(توضیح المسائل خمینی)
"ما اساتید دانشگاهی میخواهیم که رو به شرق و غرب نداشته باشند. آتاتورک نباشد ، تقی زاده هم نباشد!"
(کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)

"معامله و خرید و فروش موسیقی حرام است مگر آهنگی که اخیرن به مناسبت شهادت آقای مطهری ساخته اند."
(سخنرانی جماران / کتاب کوثر)
"اسلام حداقل مجازات راهزنان هوایی را اعدام قرار داده!"
(کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)
"اگر مردی با زنی جماع کند به این گمان که وی همسرش است! احتیاط واجب آن است که کفاره بدهد!"
(توضیح المسائل خمینی)
"مجلس خوب همه چیز را خوب میکند و مجلس بد ، بد می کند."


سند یچه بازی در اسلام

ملا حیات‌الدین: در این دنیا اگر بچه بازی نکنید در بهشت به شما کودکانِ خوش صورت نصیب خواهد شد

رسولِ اکرم کار کرده نشسته بودند، دهقانی میکردند مبارک... چند تا بچه‌های مقبول مقبول از همان طرف آمدند... این بچه ها نیستند، ملایکه‌ها هستند... کسانی‌ که در ذنوب بچه بازی گرفتار نشوند... در جنت (=بهشت) به بچه‌های خوش صورت خداوند برایش نصیب می‌گرداند... کسانی‌ که در دنیا زنا چشم نکنند حوریانِ بهشتی را خداوند در خدمتش قرار داده است...

این هم لینک ویدئو در این مورد است
http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=tC-dXi1Q50Y




صدای ما از ایران

صدای ما را از ایران ، به رهبری نائب امام زمان می شنوید 

!....

صدای ما را از ایران ، مدافع حقوق همه مسلمین جهان می 

شنوید!...

صدای ما را از ایران ، تامین کننده بودجه و کسری بودجه 

کشورهای سوریه و لبنان و فلسطین و ... می شنوید....

صدای ما را از ایران ، سازنده ضریح طلای 100 میلیاردی امام 

حسین می شنوید......

آیا گــــــوش شنــــــوایی هست؟ وجـــدان بــــــیدار چطور؟!
شعـــــــله های آتــــش بخــــاری نفــــتی در مدرســـــه فرســــــوده
و
ســــــــوز سرمـــــــای مناطـــــــق زلزلـــــــه زده زیـــر چادرهــا
هــــــــــــر دو مــــــــی ســـــــوزانـــند.....
چـــــــــــه چـــــــیزی تو را بیــــــــــدار می کـــــند ،همــــــــوطن؟!