۰۷ دی ۱۳۹۱

اولین فضانورد تاریخ بشریت حضرت محمد بودند نه یوری گاگارین روسی!

اولین فضانورد تاریخ بشریت حضرت محمد بودند نه یوری گاگارین روسی!
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُمنزه است آن [خدايى] كه بندهاش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت دادهايم سير داد تا از نشانههاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست
طبق کتب معتبر تاریخی و اسلامی و خود قران، حضرت محمد (ص) 1400 سال پیش با الاغ بالداری بنام براق (بدون ماسک اکسیژن) به فضا رفتند و از 7 طبقه آسمان بازدید کردند. ایشان در این 7 طبقه با پیامبران گذشته و خود الله دیدار کردند. الله به محمد دستور داده بود که مسلمانان باید در روز 50 رکعت نماز بخوانند که حضرت محمد توانست با چانه زنی آنرا به 17 رکعت برساند. ایشان در سفر خود بهشت و جهنم را هم مشاهده فرمودند. برای مثال در جهنم زنان بدی را دیدند که با قلابهایی از طریق سینه ها و زبانهایشان در آتش آویزان بودند.
طبق کتب معتبر تاریخی و اسلامی و خود قران، حضرت محمد (ص) 1400 سال پیش با الاغ بالداری بنام براق (بدون ماسک اکسیژن) به فضا رفتند و از 7 طبقه آسمان بازدید کردند. ایشان در این 7 طبقه با پیامبران گذشته و خود الله دیدار کردند. الله به محمد دستور داده بود که مسلمانان باید در روز 50 رکعت نماز بخوانند که حضرت محمد توانست با چانه زنی آنرا به 17 رکعت برساند. ایشان در سفر خود بهشت و جهنم را هم مشاهده فرمودند. برای مثال در جهنم زنان بدی را دیدند که با قلابهایی از طریق سینه ها و زبانهایشان در آتش آویزان بودند.


شعر در مورد خدا از ایرج میرزا


آن که پیغمـــبر ما بــــــود همی

ماعَـــــــرَفناک، بفــــرمود همی

تو دگـــــر طالب پرخـــاش مشو 

کاســــۀ گرمتـــــــر از آش مشو

آنچـــه عقل تو در آنها مات است 

تو بمیری، همــه موهومات است

« ایرج میرزا»



شعر در مورد خدای تازی

در خواب ، قیامت خدای تازیان را دیدم/ برگشت تمام رفتگان 

را دیدم / صف بندی اجداد پدر را دیدم/ یک سمت صفی ز 

مادران را دیدم / از مادران همی پرسیدم / از حمله اعراب ز 

آنها بشنیدم / گفتند زبلایی که سرشان آوردند / بر میهن و 

کودکان و پدران آوردند / کشتند هر آنچه در قافله بود / 

بردند هر آنچه هستی طایفه بود / گر مادر و خواهرت برو 

رویی داشت / هر تازی به رختخواب محبوبی داشت / حالا 

تو برای قاتلان پدرت / با توله و با عیال چون کره خرت / 

پیوسته حسین و یا علی میگویی / از قاتل نسل ما مدد 

میجویی / بیدار شو بیچاره ،چو عمرت باقیست / ای خاک بر 

آن سری که از مخ خالیست .....نابود باد اسلام محمد 

خونخوار .. — 


این هم حسین ابن علی و سخن او در مورد ایرانیان


تحریم شراب

در مرحله نخست الله متوجه می‌شود که مسلمین هنگام نماز نباید شراب را بنوشند:یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا (نساء/43) اى كسانى كه ايمان آورده ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مىگوييد و در حال جنابت مگر اينكه راهگذر باشيد تا غسل كنيد و اگر بيماريد يا در سفريد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آميزش كردهايد و آب نيافتهايد پس بر خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را مسح نماييد كه الله بخشنده و آمرزنده است.
آنگونه که گفته می‌شود سبب این تحریم هم مست بودن علی ابن ابیطالب در نماز است؛ طبری در تفسیر این آیه می‌نویسد که عبدالرحمن ابن عوف که از بازرگانان شراب بود علی ابن ابیطالب و تعدادی از دوستانش را برای شام دعوت کرده بود، او در این دعوت از آنان علاوه بر غذا با شراب هم پذیرائی نمود، آنان پس از صرف شام علی را به عنوان پیش نماز جلو انداختند و او هم سوره‌ی کافرون کاملا اشتباه و درهم خواند، این خبر به گوش محمد رسید و او هم آیه‌ی تحریم نوشیدن شراب را در هنگام نماز بیان نمود؛ این پرسش پیش می‌آید که آیا خود محمد هم شراب نوشیده است؟:
درصحيح مسلم / كتاب الحج / باب وجوب المبيت بمنى ليالی ايام التشريق والترخيص في تركه لاهل السقايه از قول بکر بن عبدالله المزنی می‌گوید که با ابن عباس در کنار کعبه نشسته بودیم پس بادیه نشینی آمد و گفت: می‌بینم که به پسر عمویتان عسل و شیر می‌دهید و خودتان شراب انگور می‌نوشید، آیا خود نیاز دارید یا بخیلی سبب آن است، ابن عباس گفت که الحمدلله نه نیازمندیم و نه بخیل، پیامبر بر میل خویش است و پشتش اسامه بود، پس در ظرفی شراب را ریخت و او نوشید....(1)
باز در صحیح مسلم / كتاب الأشربة / باب في شرب النبيذ وتخمير الإناء، حدیثی را بیان می‌نمایند که به محمد شراب را تعارف می‌کنند و او هم می‌نوشد(2)
در سنن نسائی کتاب الاشربه/ باب ذکر الاخبار التی اعتل بها من اباح شراب السکر حدیثی واضح وجود دارد که بیان می‌نماید محمد شراب انگور را نوشیده است(3) و باز در همین باب حدیثی وجود دارد که محمد شخصی در هنگام طواف که محمد شراب را می‌دهد و او پس از نوشیدن به دلیل بد مزه بودن آن شراب آن را به صاحبش بر می‌گردند(4)
در سنن بیهقی جلد 8 حدیث شماره 15969 از قول عایشه نوشته شده است که اگر شراب انگور پیامبر تند (تلخ زیاد) می‌شد من آنرا با کشمش ترش مخلوط می‌کردم(5)
در مسند احمد ابن حنبل حدیث شماره 1594 بیان شده که محمد در تاریکی شب با شراب وضو گرفته است(6)
ابن ماجه هم چنین حدیثی را که دال بر وضو گرفتن محمد با شراب است را بیان می‌نماید(7)
تا اینکه شراب به صورت قطعی حرام و نوشیدن آن را عمل شیطان توصیف نمود:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/90) اى كسانى كه ايمان آوردهايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد.
محمد بنا به دلایلی شراب را تحریم نمود، اما برای مؤمنان وعده داده است که پس از مرگ بهترین شراب‌ها را خواهند نوشید، شراب طهوری که شخص الله ساقیش خواهد بود:
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (انسان/21) جامههاى ابريشمى سبز و ديباى ستبر پوشیده‌اند و النگوی آنان دستبندهاى نقره‌ای است و پروردگارشان شرابی پاک به آنان مىنوشاند.
از آنجائیکه محمد در وصف شراب می‌گوید که هم سردرد می‌آورد و هم مستی پس به احتمال زیاد هنگام نوشیدن آن برای خود او این امر رخ داده است، می‌دانیم که درصدی از انسانها از نوشیدن شراب به لذت زیادی جز سردرد دست پیدا نمی‌کنند، چه بسا خود محمد هم یکی از همین انسانها بود است، این هم یکی از به اصطلاح سوتی‌های قرآن است:
لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ (واقعه/19) شرابی كه از آن نه سردرد می‌گیرند و نه مست می‌شوند.
البته نوشیدن شراب در بهشت همراه با سکس با دختران و 
آنگونه که گفته می‌شود سبب این تحریم هم مست بودن علی ابن ابیطالب در نماز است؛ طبری در تفسیر این آیه می‌نویسد که عبدالرحمن ابن عوف که از بازرگانان شراب بود علی ابن ابیطالب و تعدادی از دوستانش را برای شام دعوت کرده بود، او در این دعوت از آنان علاوه بر غذا با شراب هم پذیرائی نمود، آنان پس از صرف شام علی را به عنوان پیش نماز جلو انداختند و او هم سوره‌ی کافرون کاملا اشتباه و درهم خواند، این خبر به گوش محمد رسید و او هم آیه‌ی تحریم نوشیدن شراب را در هنگام نماز بیان نمود؛ این پرسش پیش می‌آید که آیا خود محمد هم شراب نوشیده است؟:درصحيح مسلم / كتاب الحج / باب وجوب المبيت بمنى ليالی ايام التشريق والترخيص في تركه لاهل السقايه از قول بکر بن عبدالله المزنی می‌گوید که با ابن عباس در کنار کعبه نشسته بودیم پس بادیه نشینی آمد و گفت: می‌بینم که به پسر عمویتان عسل و شیر می‌دهید و خودتان شراب انگور می‌نوشید، آیا خود نیاز دارید یا بخیلی سبب آن است، ابن عباس گفت که الحمدلله نه نیازمندیم و نه بخیل، پیامبر بر میل خویش است و پشتش اسامه بود، پس در ظرفی شراب را ریخت و او نوشید....(1) باز در صحیح مسلم / كتاب الأشربة / باب في شرب النبيذ وتخمير الإناء، حدیثی را بیان می‌نمایند که به محمد شراب را تعارف می‌کنند و او هم می‌نوشد(2)در سنن نسائی کتاب الاشربه/ باب ذکر الاخبار التی اعتل بها من اباح شراب السکر حدیثی واضح وجود دارد که بیان می‌نماید محمد شراب انگور را نوشیده است(3) و باز در همین باب حدیثی وجود دارد که محمد شخصی در هنگام طواف که محمد شراب را می‌دهد و او پس از نوشیدن به دلیل بد مزه بودن آن شراب آن را به صاحبش بر می‌گردند(4)در سنن بیهقی جلد 8 حدیث شماره 15969 از قول عایشه نوشته شده است که اگر شراب انگور پیامبر تند (تلخ زیاد) می‌شد من آنرا با کشمش ترش مخلوط می‌کردم(5)در مسند احمد ابن حنبل حدیث شماره 1594 بیان شده که محمد در تاریکی شب با شراب وضو گرفته است(6)ابن ماجه هم چنین حدیثی را که دال بر وضو گرفتن محمد با شراب است را بیان می‌نماید(7)تا اینکه شراب به صورت قطعی حرام و نوشیدن آن را عمل شیطان توصیف نمود:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/90) اى كسانى كه ايمان آوردهايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد.محمد بنا به دلایلی شراب را تحریم نمود، اما برای مؤمنان وعده داده است که پس از مرگ بهترین شراب‌ها را خواهند نوشید، شراب طهوری که شخص الله ساقیش خواهد بود:عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (انسان/21) جامههاى ابريشمى سبز و ديباى ستبر پوشیده‌اند و النگوی آنان دستبندهاى نقره‌ای است و پروردگارشان شرابی پاک به آنان مىنوشاند.از آنجائیکه محمد در وصف شراب می‌گوید که هم سردرد می‌آورد و هم مستی پس به احتمال زیاد هنگام نوشیدن آن برای خود او این امر رخ داده است، می‌دانیم که درصدی از انسانها از نوشیدن شراب به لذت زیادی جز سردرد دست پیدا نمی‌کنند، چه بسا خود محمد هم یکی از همین انسانها بود است، این هم یکی از به اصطلاح سوتی‌های قرآن است:لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ (واقعه/19) شرابی كه از آن نه سردرد می‌گیرند و نه مست می‌شوند.البته نوشیدن شراب در بهشت همراه با سکس با دختران و پسران نوجوان زیباروی است.


۰۵ دی ۱۳۹۱

کشتار وحشیانه مردم ایران به دست اسلام


گرداندن اسیاب با جوی خونِ مردمِ زرتشتی در گرگان)

یزید ابن مهلب مردی خونریز، متعصب و دشمن ایران و 

ایرانیان و زرتشتیان بود.

به گفته ی بلعمی سلیمان اموی به سال 98 هجری او را 

به تسخیر گرگان و تبرستان فرستاد.یزید پس از تصرف 

گرگان در پیکار با اسپهبد فرخان بزرگ در تنگنایی به گیر 

افتاد، نه را پیشرفت داشت و نه برگشت.مردم گرگان به 

شورش برخواسته چهار هزار مرد او را که در گرگان 

گذاشته بود بکشتند.

یزید با اسپهبد ترخان صلح نمود و به گرگان بازگشت و 

سوگند خورد اگر ظفر یابد شمشیر از ایشان باز ندارد تا به 

خونشان آسیاب بگرداند.آگاهی به مرزبان رسید و بگریخت 

و به آن قلعه شد که به کوه اندر است و آن را حصار گرفت 


و آن قلعه ای بود استوار و یک راه بیش نداشت و یزید او را 

به حصار میداشت و حرب میکرد و منجنیق ها ساخت و 

هیچ نتوانست کردن.متحیر شد.یکی از یارانش راه باریکی 

به قلعه به وسیله ی سگ یافت با اندکی مردان مسلح به 

سوی بارو روان شد و یزید در اطراف قلعه آتش 

افروخت.گرگانیان چون آن بدیدند ترسیدند و بیرون آمدند و 

جنگ در گرفت.

آن مرد که با گروه به جنگ مشغول بود و گرگانیان بی خبر 

از پس ایمن بودند و آگاهی از پیشامد نداشتند تا تکبیر 


مسلمانان را از قلعه شنیدند.وقتی که چنین شد گرگانیان 

صلح خواستند بر آنکه به حکم یزید فرود آیند.

یزید بانگ فرو زد که همه ی اینان را بکشید و آب بر جویی 

انداختند تا با خون کشتگان به یک جای برفت و بر اسیاب و 


گندم ارد کردند و نان پختند و بخوردند تا از سوگند بیرون 

آمدند.

(در این کشتار که یک شیوه از کشتار اعراب در ایران است 

و چندین بار تکرار شده است آن اندازه مردم را میکشتند و 

سر میبریدند که از خون کشتگان جوی خون به وجود میامد 

و این جوی خون را با رودی که در آن نزدیکی ها بود متصل 

میکردند. خون هزاران هزار نفر جوی خونی به بزرگی جوی 

اب به وجود میاورد که گاه به اندازه ای میشد که با آن 

میتوانستند اسیابهای ابی را بگردانند.نمونه ی این جوی 

خون و اسیاب گردانی با آن در گرگان و در کشتار زرتشتیان 

پیش امده است.)

برگرفته از: تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان/رشید 

شهمردان



سخن احمد کسروی در مورد اسلام

امروز چشمه اسلام تیره و گِل آلود است و باورهای اسلامی 

با صدگونه نادانی و گُمراهی درهم آمیخته و مسلمانان، 

گُذشته از سُستیِ باورهاشان از هم پراکنده و پریشان اند،و 

این است با همه بیشیِ شُماره شان به هیچ کاری توانا 

نمی باشند و در زیردستِ دیگران زندگی می کنند.

برگرفته ازکتاب درپیرامون اسلام از زنده یاد احمد کسروی